نگاه می کنم به تو که در رهم نشسته ایبه غمزه ای دل مرا به تاب و تب کشانده اینگاه می کنم به تو دوان دوان نفس زنانبه هرمیانه رقص کنان که عشق راسرشته اینگاه می کنم به تو که با نثار جوی خون همه جهان به پای تو نشانده اند چشمه ای.
RSS