تبليغاتX
برای محبوب
حرف دل


 

نگاه می کنم به تو که در رهم نشسته ای
به غمزه ای دل مرا به تاب و تب کشانده ای


نگاه می کنم به تو دوان دوان نفس زنان
به هرمیانه رقص کنان که عشق راسرشته ای

نگاه می کنم به تو که با نثار جوی خون
همه جهان به پای تو نشانده اند چشمه ای.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 2:11  توسط متین  | 

مرا نه هستی نه می و مستی
که با حریفان دمی نشینم

نه کس که باشد معین و یاور
من از رخ او گلی بچینم

به او که گفتم بخواهمت من
ببین تو حالم ببین حزینم

ببین هیاهو که در دل من
فتاده از تو به شور و شینم

بیا و بنگر به قلب بیمار 
در آرزوی تو ای حبیبم

بگفت با من که ای هوایی
بهر تو نامی ز خود نبینم

برو رها شو ز هر چه هستی
گرت بخواهی شوی غمینم 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/12ساعت 3:8  توسط متین  | 

جوونی دارم قدرش رو نمیدونم

دلی دارم از دریا بزرگتر نمیدونم دل کی بزرگتره که به پاش بریزم

نگاهی دارم عمیق نمیدونم کجا رو باهاش نگاه کنم

روحی دارم عاشق پرواز نمیدونم چطوری به آسمون ببرمش

انرژی دارم که داره از  دماق و گوشم دود بلند میکنه

ولی نمیدونم چی کارش کنم؟؟؟؟؟

به نظر شما با این همه دردسر چیکار کنم؟!؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 23:9  توسط متین  |